عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
334
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
و به صبح نيز همانند شب ، صريم اطلاق شده است زيرا هريك از آنها از همراهش جدا مىشود و صريمة به معناى قطع رابطه دوستى ، از آن معنى است . و معناى گفتار خداى - تعالى - : فَتَنادَوْا مُصْبِحِينَ أَنِ اغْدُوا عَلى حَرْثِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صارِمِينَ « 8 » اين است كه : اغدوا على صرام النّخل ( : بامدادان بيرون شويد براى چيدن ميوه نخل ) و معناى « فانطلقوا و هم يتخافتون » اين است كه : فانطلقوا و هم يسرّون كلامهم ( : سخن خود را پوشيده مىداشتند ) سخنشان اين بود كه : « ان لا يدخلنّها اليوم عليكم مسكين ( : امروز در اين باغ ، مسكينى بر شما وارد نشود ) » پس چون بوستان را آتش گرفته ديدند ، گفتند : « انّا لضالّون » يعنى : انّا ضللنا طريق جنّتنا ( : بدرستى كه ما راه بوستانمان را گم كردهايم ) سپس دانستند كه آن وضع بوستان ، كيفر است ، پس گفتند : « بل نحن محرومون » يعنى حرمنا ثمرها بمنعنا المساكين ( : يعنى به سبب جلوگيرى مستمندان از بوستان ، از ميوه آن محروم شديم ) . اوسط آنها گفت ( قال اوسطهم ) و معناى اوسط ، اعدل ( عادلتر ) است و از گفتار خدا : وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً « 9 » ( : يعنى امّة عدلا : امتى عادل ) گرفته شده است . و معناى گفتار خدا : لَوْ لا تُسَبِّحُونَ « 10 » ، لو لا تستثنون است . يعنى چرا كلام خود راى مقيّد نمىكنيد و نمىگوييد : « ان شاء اللّه ( و از آن روى ان شاء اللّه گفتن تسبيح است كه ) هر چه در لغت موجب به عظمت ياد كردن حق باشد تسبيح است . اما بيان معناى گفتار خداى تعالى : إِنَّا بَلَوْناهُمْ كَما بَلَوْنا أَصْحابَ الْجَنَّةِ « 11 » اين است كه : ما اهل مكه را آزموديم چنان كه مالكان آن بوستان را ، و آن هنگامى بود كه پيامبر ( ص ) برايشان نفرين كرد و گفت : « اللّهم اشدد وطأتك عليهم و اجعلها سنين كسنى يوسف « 12 » ( : خدايا فشارت
--> ( 8 ) - سورة القلم ( 68 ) آيهء 21 و 22 . ( 9 ) - سورة البقرة ( 2 ) آيهء 143 . ( 10 ) - سورة القلم ( 68 ) آيهء 28 . ( 11 ) - سورة القلم ( 68 ) آيهء 17 . ( 12 ) - در النهاية ، ج 5 ، ص 200 چنين ضبط شده است : « اللهم اشدد وطأتك على مضر » .